تبلیغات
چرت و پرت های دلم - مطالب هفته اول آبان 1391






















چرت و پرت های دلم

ه››››››››››››››ی روزگار....

شبها اتاقم ماه ندارد ، چشمانت را قرض می دهی تا صبح ؟

.
S M S L O V E
.

اگر گدا یاد پادشاه نکند پادشاه چه داند گدایی هم هست ، گدای دیدارتم پادشاه

.

S M S L O V E
.

این روزها بدجور به تو آغشته ام ، از صافی ردم کن و ببین که جز تو هیچم نمی ماند

.
S M S L O V E
.

هراس یعنی من باشم ، تو باشی و حرفی برای گفتن نباشد

.
S M S L O V E
.

این موهبت الهی ست صبح چشم بگشایی و یادت بیاید دوستی داری آبی تر از آسمان ،زلالتر از شبنم و روشنتر از صبح

.
S M S L O V E
.

من تو را به دلم قول داده ام ، نگذار بدقول شوم !

.
S M S L O V E
.

به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند
با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است

.
S M S L O V E
.

میگویند دلتنگت نباشم ، خدای من ! انگار به آب میگویند خیس نباش !

اس ام اس های عاشقانه


نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 11:54 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |








ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 10:31 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |


من از این تنهایی

از این که دیر می آیی

از این که روزی به من بگویی

تو به من نمی آیی

می ترسم....

چرا نمی دانی تو

چگونه بی تو زمان میگذرد

بارها این را از خودم می پرسم

من می ترسم...می ترسم...

 
 


نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 10:26 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |

زندگی یعنی همین امروز همین حالا

یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا

زندگی یعنی نگاه تو

کوک کردن قلبم با صدای تو

دل دادن به آهنگ دل پاکت

سرور و عشق در فضایی ساکت

زندگی یعنی همین دم

که از دلتنگم

می دانی

از این حسم عشق را می خوانی

زندگی یعنی داشتن قلب پرستو

در این وادی پست و ناهنجار تو در تو


http://www.taknaz.ir/ax1/443/2.jpg


نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 10:16 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |

یکی را دوست میدارم...

یکی را دوست میدارم و در قلبم او را احساس میکنم ، او همان ستاره درخشان اسمان شبهای دلتنگی ,تیره و تار من است، او همان خورشید درخشان اسمان روزهای زندگی من است ، اری او همان مهتاب روشنی بخش شبهای من است ، قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساسات پاک قلبم می باشم ، او همان فرشته ای است که با بالهای سفیدش مرا به اوج اسمان ابی برد، مرا با دنیای دوستی و محبت اشنا کرد
یکی را دوست میدارم....
همان کسی که هر شب قصه لیلی و مجنون را در گوشم زمزمه میکرد ، مرا به خواب عاشقی میبرد، کسی که مرا ارام میکرد و معنی دوستی و دوست داشتن را به من می اموخت ، اینک که با من نیست معنی واقعی دوست داشتن را میفهمم ، و تنهایی را واقعا احساس میکنم ، او برایم مثل ابرهای زود گذز نیست , او برایم مثل اسمان میماند که همیشه بالای سرم است ، اسمان وقتی ابری میشود من هم از دلگیری او بارانی میشوم ، اری من همان اسمان ابری هستم...
یکی را دوست میدارم....
او دیگر یکی نیست , او برایم یک دنیا عشقاست ، پس با من بمان ای کسی که تو را دوست می دارم
پس نرو و با من بمان و تسلیم احساسات پاک من باش

 

http://www.taknaz.ir/ax1/443/3.jpg

 

 

"تقدیم به فرزاد تنهامرد زندگیم"


نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 09:56 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |

 

 

وقتی گریه کردیم گفتن بچه ست

وقتی که خندیدیم گفتن دیوو نه ست

وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره

وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش

وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه

حالاکه عاشق شدیم میگن گناهه


نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 09:55 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |

بی خوابی(جواب سوال من)

سلام فکر کنم این اولین باری باشه که دارم حرفهای دلم رو تووبلاگم مینویسم .حس غریبی دارم ذهنم پر از حرفهای نگفته ست حرفهایی به گور بردنی که شاید تنها تا زمانی ارزشمند هستند که به زبون نیومدن خیلی مشغولیت ذهنی دارم تاجاییکه شبا از خواب بیدار میشم ومجبورم در مقابل حمله افکار مشوشم تسلیم بشم واجازه بدم هرطور که میخوان درذهنم جولان بدن. به قول محبوبم چه گوارا کلمات گاهی چقدر ناتوانند برای انتقال وبیان احساسات ولی چیکار کنم جزپناه بردن به این کلمات ونوشتن راه دیگه ای برای رها شدن از اتش درونم رو ندارم .زندگی وعا شقانه زندگی کردن برام یه علامت سوال بزرگ شده همیشه همینجوری بودم یادمه اونوقتا خیلی به خودم سخت میگرفتم  پیش هم سن وسالای خودم نمیشستم چون حال وهوایی که داشتن برام جذابیتی نداشت تفریح نمیرفتم اصلا ازته دل نمیخندیدم وقتی خرید میکردم عذاب وجدان میگرفتم بیشتروقتم روبه فکرکردن وگوش دادن به اهنگایی مثل ازکرخه تاراین سپری میکردم  خودم نمیدونم چی دارم مینویسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  ذهنم خیلی به همریخته ست همیشه دوست داشتم مفید زندگی کنم   همیشه ارزو داشتم برای دیگران مفید باشم  همیشه دراهدافم تو زندگی قصد داشتم به دیگران خدمت کنم الانم ارزوم همینه فکر میکنم هیچی لذت بخشتر ازاین نیست که ادم بتونه یه لبخند رو کنج لبای یه بچه بذاره نیست...........     ولی الان یه اتفاق توی زندگیم افتاده که من رو به هم ریخته هیچ وقت فکر نمیکردم اینجور تجربه ای توزندگیم داشته باشم همش دارم سعی میکنم مقاومتم رو ازدست ندم من لحظه های سخت زیادی توی زندگیم داشتم واقعا درد کشیدم همه اون روزا گذشته این روزا هم میگذره ولی به قول شریعتی احساس میکنم زیر چرخ های زمان دارم له میشم انگار غرورم رواز دست دادم ازعزیزانی که وقت میزارن این متن رو میخونن معذرت میخوام خودمم نمیدونم چی نوشتم

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 09:46 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |



باورت بشود یا نه !؟

 

روزی می رسد ....

که دلت برای هیچ کس ؛

به اندازه ی من تنگ نخواهد شد !

برای نگاه کردنم ؛

...

خندیدنم ، 

اذیت کردنم ...

برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی !

روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود ،


می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد... !!!

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 09:14 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |


Design By : Pichak