تبلیغات
چرت و پرت های دلم - از دل من






















چرت و پرت های دلم

ه››››››››››››››ی روزگار....

از دل نوشته هایم ساده نگذر

به یاد داشته باش

این «دل نوشته» ها را

یک «دل»، نوشته...!

مرجان سرخ

نه چتر داشتی

نه روزنامه

نه چمدان که عاشقت شدم......

از کجا باید می دانستم مسافری؟؟؟!!

***دل نوشته ی من***

***دل نوشته ی من***

بازهم بگویم که رسمش نبودمیان این همه حرف دل تنهایم بگذاری/چقدربگویم ازتنهایی هایم....ازدردنبدنت.....ازتو.....ازچه چیزبرایت بگویم.....

توکه رفتی واسه من دنیا غریبه به خدا/توکه رفتی زندگیم بی توحرومه به خدا/دیگه من طاقت ندارم نمیتونم که بمونم/من روزا ازبعدقربت نصفه جونم به خدا

خداونداتومیدانی چه هابرمن گذشت و دم نیاوردم/سپاست را ادا کردم/ندارم منتو دانم که بیشش راقضاکردم........توخودبگذر!!!

چه ظالمانه تنهاشدم/چه ظالمانه آمدندشکستندورفتند/چه ظالمانه زجر کشیدم که این.......حق من نبود

دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیسو بارانیست نمیدانم چرا در قلب من ......پاییز طولانیست

من دریک روز بارانی گم شدم که بخار نفسم در سردی رگبار اسمان رفتنت را کدر کرده بود و دیگر هیچکس مرا نیافت.......حتی خودم

دل نوشته کوتاه....




[الهه ی عطش , ]



چه گریزیست ز من؟ چه شتابیست به راه؟

به چه خواهی بردن در شبی اینچنین تاریک پناه؟

مرمرین پله آن عاج سفید ای دریغا که ز من بس دور است!.....

لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است...............




دیدار ساده [دست نوشته هایم , ]

گاهی اونقدر دلگیر و دلتنگم که می گم : خدایا!زندگی به این بی اهمیتی و پوچی برای چی می گذرونم؟بی هیچ امیدی!

و گاهی هم حتی یه اتفاق کوچیک یه دیدار ساده اونقدر امیدوارم می کنه که عروسکم رو محکم بغل می گیرم و حتی زودتر از همه خواب می رم که شاید خوابشو هم ببینم!!...

زندگی منو باش که به چه چیزایی بستگی داره خداییش!!..

دیدن کسی عرض ۱ ثانیه!۱ ثانیه فقط و فقط ۱ ثانیه!!...

اونقدر خوشحالم کرد که احساس بی وزنی هم دیگه واسه وصفش کمه!

و اونقدر غمگین شدم که تموم اون راهی که واسه دیدنش رفتم رو موقع برگشت فقط اشک ریختم!

سرم درد گرفته بود و تموم خاطره هام جلو چشمام رژه می رفتن!

چاره ای نداشتم جز اینکه سرم رو به شیشه تکیه بدم و چشمامو ببندمو

وای از خاطره ها!.......




[دست نوشته هایم , ]

خیلی ها می گن فاصله عشق و نفرت قد یه مو!! بعضیام مثل من معتقدند عاشق در بدترین شرایط هم عاشقه و متنفر نمی شه!

اما وقتی هم عاشقی هم متنفر اونوقت تکلیف چیه؟




اما هیچکس اونو مثل من دوست نداشت


[دست نوشته هایم , ]



تو باید فراموش کنی

نه نمی شه فراموش کنی

فقط زمان مشکل تو رو حل می کنه

همه این حرفا رو به خودت می زنی ولی حتی نمی دونی کدومش درسته.تو فقط خودتو گول می زنی.گیج می زنیا!!

عزیزم فراموش نکن که وقتی همه چیز توی ذهنت با یه بوهایی قاطی شده که فراموش کردنی نیست ساده بگم تو  نمی تونی فراموش کنی

وقتی حتی بوی شکلات و بوی اطلسی خاطره هاشو اینجوری یادت میاره

وقتی اشک تو چشمات جمع می شه

حالا موقعش نیست نا سلامتی داری تایپ می کنی !!...

یعنی نمی تونی فراموش کنی

نمی تونی!!!!




یه روز بارونی [دست نوشته هایم , ]



یه موقع هایی هست که به خودت می گی : الان می خوام بنویسم.هوا بارونیه.صدای باد و بارون قاطی شده با صدای یه خواننده عرب که شعر زیبایی می خونه با این مضمون که :

منتظرتم.خیلی وقته! با تو روزهایی دیدم که به عمرم ندیده بودم.تو دنیا رو برام با آرامش کردی.دیگه انگار هیچ چیز برای دونستنم نمونده.دیگه از هیچی نمی ترسم.منتظرت بودم و دنبالت می گشتم!

دم در اتاق رو که نگاه می کنم می بینم که بارون خیلی شدیدتر ازین حرفهاست.اینجور که پیش می ره اتاق خیس خیس می شه!!!وقتی هوا بارونیه نمی دونم چرا یهو تلپی می افتم توی حوض خاطره هام!!؟

اولین قصه قصه ما بود آخرین قصه از یاد نرفتنی هم قصه ما بود!

همین...!!!!!!

عاشق شدم و اون عاشق بود.گذشت روزای ما!

نمی دونم بارون کدوم روز نحس خزونی بود که دل تورو شست؟؟؟؟؟

فقط می دونم من اینجا

بی تو

خیلی تنهام!

دلگیرم!

من بارونیم!

بارونیم!!!!



[الهه ی عطش , ]



به پای تو هدر شدم یه عمره دربدر شدم حالا میای می گی برو

هم سوختم و ساختم برات آبرومو ریختم به پات

حالا میای می گی برو



مرگ من [الهه ی عطش , ]

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را کاشکی می دیدم

شانه بالا زدنت را بی قید

وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر

چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد



نوشته شده در پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت 12:14 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |


Design By : Pichak