تبلیغات
چرت و پرت های دلم - همین جوری الکی






















چرت و پرت های دلم

ه››››››››››››››ی روزگار....


خدای من خداییست كه اگر سرش فریاد كشیدم به جای اینكه با مشت به دهانم بزند با انگشتان

مهربانش نوازشم می كند و می گوید میدانم جز من كسی نداری !!!



خدای من خداییست كه اگر سرش فریاد كشیدم به جای اینكه با مشت به دهانم بزند با انگشتان

مهربانش نوازشم می كند و می گوید میدانم جز من كسی نداری !!!



همه چیز و همه کس را دوست بدار ،اما به هیچ کس و هیچ چیز دل نسپار. ............

عشق مانند هوا همه جا جاریست،تو نفسهایت را قدری جانانه بکش. ................

تمام محبت های خود را به پای دوست بریز ولی به او اطمینان نکن.................



سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

هیچ گاه ویترینی نداشتم تا دلم را در آن به نمایش بگذارم

در قامت یک دوره گرد عاشق تو شدم

از این روست که تمام شهر ِِِعشق مرا می شناسند.







دستهایم را تا ابرها بالا برده ای

و ابرها را تا چشمهایم پایین

عشق را در کجای دلم …..

پنهان کرده ای که :

هیچ دستی به آن نمیرسد !



اگر♥ تــــــــو♥ را امتحـــــان میگرفتند،

بـــی شَکــــــ مَـــــن

رتبــــ♥ـــــه اوَل میشدم

بَـســـ کـــــ♥ــــه تِکـــرار کَردم

نامَـتــــ♥ ـــــ را در مـــــرور خاطِـــــــراتـــــــ✿


آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،

شیطان دچار درد شدید در سر میشود

و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند

و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید

این پیام را به دیگران ارسال کنید ،

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟

فریب شیطان را نخور!!!!!

پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید

و توی وبهاتون بذارید



داستان آینده ی یک دختر بچه ی خیابونی

تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!!

نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا...اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…

بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم

فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ باشه فقط ۳ تا باشه اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم ! فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت سریع کوله پشتیشو برداشت و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم..فقط نگاه...فقط نگاه...




آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
سهراب سپهری


تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !
من بودم ، تو و یک عالمه حرف
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !
کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد

سارا |13:26 |سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 | 25نظر

" اِحسـ ـ ـ ـ ـاس " را فـَلـَـک نــکنیم

این طفل مَعـصـوم که چه میداند

" مَـنـطـق " چیست ...


چه رَســــــــــــــم عَجیبی ستـــــــــــ ...

تو بی خَبـــــَــــر اَز مَن

و...

تَمـآم مَن درگیـــــــــــر ِ تو...


سارا |11:42 |دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 | 31نظر

چه خوش خیال است!!

چه میخندد،چه ژستی گرفته!!

چه بی ادب است،انگارکینه ی از من دارد!!

فــــــــــــــــــــــــ ــاصـــــــــــــــــــــ ــلــــــــــــــــــــــ ـه را میگویم!!

به خیالش تو را از من دور کرده،به خیالش وسط ما دوتا قرار گرفته،چه خوش خیال است

نمیداند تو جایت خیلی گرمو راحت و امن است.

آری جای تو اینجا

در قلب من است وکسی نمیتواند جای تو را بگیرد.هیچکس.

اینو که تو میدانی....


ز من گریزان شو کویرم من ، بیابانم

طوفانِ شن می ریزد از صحرایِ دستانم

برگرد! ضایع می کنی در من طلوعت را

خورشیدکم، من آسمانی رو به پایانم!

در خاطراتم سالها یک مرد می سوزد

این سالها می سوزم و خاموش می مانم

از عشق چیزی را که می دانم ، نمی بینم

از زندگی آن را که می بینم ، نمی دانم!

درمانده ام که چشمهایم را بگیرم یا -

با دستهایم رویِ دنیا را بپوشانم

بیهوده می کوشی که برگردانی ام با عشق

تو نوش دارویی و من مرگ است درمانم


مهربانی تا کــــــــــی؟؟؟؟؟

بگذار سخت باشم و سرد!!!!!!!!!

باران که بــــــــــارید......چتر بگیرم و چکــــــمه......

خورشید که تــــــــــابید......پنجره ببندم و تـــــــــاریک......

اشک که آمـــــــــد......دستمالی بردارم و خشــــــک.......

او که رفـــــت نیشخندی بزنم و ســــــــــوت..........



بر روی سنگفرشهای خیابان که قدم میزنم

همیشه با خود می اندیشم شاید این اخرین گامی

باشد که که بر میدارم. مهربان. اهسته و سبک گام

بر میدارم تا کوچه از من به نیکی یاد کند...



آزمون بود و تمنای دو عشق       بیستون بود و تمنای دو دوست

در زمانی که چو کبک

تیشه میزد«فرهاد»! خنده میزد«شیرین»

نه توان گفت به جانبازی فرهاد

«افسوس»

نه توان کرد ز بیداری شیرین

«فریاد»

کار شیرین به جهان شور برانگیختن است

عشق در جان کسی ریختن است !

کار فرهاد برآوردن میل دل دوست .

خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن

خواه با کوه در آویختن است.

رمز شیرینی این قصه کجاست؟

که نه تنها شیرین بی نهایت زیباست؟

آن که آموخت به ما درس محبت میخواست:

جان چراغان کنی از عشق کسی

به امیدش ببری رنج بسی

تب و تابت بودت هر نفسی

به وصالی برسی یا نرسی!

سینه بی عشق مبادا!!!




آسمـان هـم کـه بـاشی


بـغلت خـواهــم کـرد ...


فکر گستـردگی واژه نباش


هـمه در گـوشه ی تـنهایـی مـن جا دارنـد ...


پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو


دیـگر از خـدا چـه بـخواهـم ؟؟؟


نوشته شده در پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت 10:53 ق.ظ توسط disslove 110 نظرات |


Design By : Pichak