تبلیغات
چرت و پرت های دلم - 4-سكوت و اشك و دلتنگی ....






















چرت و پرت های دلم

ه››››››››››››››ی روزگار....


موضوع :سكوت و اشك و دلتنگی ....
بنام خدای خوب و مهربون
خوش اومدی ..... اینجا كه میای چیزی جز دلتنگی نداریم پس اگه دوست داری پای دلتنگی یه كی بشینی پس هر وقت اینجا گذرت افتاد پا دلتنگیامون بشین ....
میخوام از سكوت بگم ، بعضی وقتا خیلی چیزا تو دلمون سنگینی می كنه ولی بیشتر وقت ها نمی تونیم لب باز كنیمو حرف دلمونو بزنیم ، من یكی كه یه بار تجربه تلخشو دارم ... آخه میدونی هر وقت خواستم حرف اصلیمو بگم نتونستم آخه یه جوری وانمود می كرد چه جور بگم به قول خدمون هیچ وقت میدون نداد حرف دلمو بگم .... منم اونقدر دل و جراتشو نداشتم كه بگم واقعا هدفم از باهاش بودن چیه؟؟ آره شاید واستون گنگ بیاد اینكه در مورد چی دارم میگم ... اون همه كسم شده بودی ، حتی تموم لحظاتم ... اما هرگز نتونستم بهش بگم كه شده بخشی از وجودم ، هر چند خودشم میدونست اما هیچ وقت راهی نذاشت تا اونی كه دارمو رو كنم ، حالا كه نیست ... وقتی گفتم حرف دلم این بود گفت چرا نگفتی ، گفتم لا انصاف تو كه خوب می دونستی اما اون غریبه كار خودشو كرده بود ....هر چند حتی شایدم سكوتمم میشكستم به جایی نمی رسید چون ...!!!... اشك ریختم آخه شاید آخرین حرفامون بود ، اونقدر اشك ریختم كه دیگه چندین روز چشام درد میكرد و آخرین حرفی كه بد تر از رفتنش سوزوند ، این بود كه به همه دلدادگیم گفت یه احساس بود .... همیشه دلم براش می گیره ، كسی كه بیشترین و بهترین روزهای عمرتو باهاش بگذرونی و خاطره ها داشته باشی و انتظار داشته باشه كه فراموشش كنی .... این كار از من بر نیومد ، هیچ وقت هیچ وقت ... خیلی دلتنگ میشم خیلی زیاد .... بعضی وقت ها از بغض نبودنش دیوونه میشم اما اون دیگه نیست كه آرومم كنه ، آخه هر وقت دلم میگرفت سنگ صبورم میشد ... اما حالا چی ...............
برای همیشه رفت و رفت و رفت .... و دلم شكست و حالام دارم حسرت .... .

نوشته شده در سه شنبه 21 آذر 1391 ساعت 04:36 ب.ظ توسط disslove 110 نظرات |


Design By : Pichak