تبلیغات
چرت و پرت های دلم - آشتی






















چرت و پرت های دلم

ه››››››››››››››ی روزگار....

نه هیچ چیز مثل عشق

مرا بی خودم نمی کند

هوای جان مرا معطر نمی کند

دلم پر می کشد و همه چیز هیچ می شود

.................

آیا ابد معنایش ندیدن است

یا دیدن

ابد یعنی هرگز نخواهمت دید

یا ابد روزی است که خواهمت یافت

نمی دانم اکنون که در جان منی

باز هم دیدنت درمان است

این محشری که در دل من است

جای دیگری قرار است  دوباره بر پا شود؟

......................

من به رسالتی فکر می کنم که در عمق جان من است

نه بر دوش من

آن چه که باید باشد

یکی شدن

حل شدن

کار سختی نیست

باید خودم را بسپارم به آب

قند من هم آب خواهد شد می دانم

 

آشتی می کنم

با آسمان صاف و کمی کدر

با این زمین گرم  که آغوش خود را باز کرده برای من

با خود

که روزها گوشه نشین کنار یک غم بزرگ

زانو زده به عمد

با این دل بی قرار عاشقم

آشتی می کنم

آشتی می کنم

با این مردم نازنین

که در بسته روی عشق

 بی اعتناشدند به چشمانِ برگ سبزِ درختِ تنومندِ د ر انتظارِ نوازش

آشتی می کنم

مدارا

با همه

با این دل کوچک و غریب

حتی

با تو

با تو نازنین

 که نا مهربانی ات زبان زد است ....

 


 

وقت کردی سری به ما بزن

دردهایم

 انباشته

 لبالب

پیشکش از شماست

......................................

غم

 پا برهنه

بی شرم

به استقبال من آمده

سری بزن ببین

راستی شنیدن مثل دیدن نیست

حتی

دیدن 

عمق رنج را نشان نمی دهد

اصلا 

 ........................................................

 

اصلا

نیا

نبین

بگذار   خیال خوش یک رویای شیرین پاییزی

بماند هم چنان

در لا بلای تورهای خاطره ات

مینای دلت نشکند ذره ای....


نوشته شده در یکشنبه 14 آبان 1391 ساعت 12:24 ق.ظ توسط disslove 110 نظرات |


Design By : Pichak